سفر به مشهد
عزیزم امشب ٢٠آبان ١٣٩٠ و روز جمعه بود
بر اساس نذری که مادر بزرگ (مامان بابایی) موقع تولدت کرده بود قرار بود در ٦ ماهگی به همراه خونواده بابا جون و مادر یزرگ بریم مشهد .
پسر عمو زنگ زد و گفت بلیط ها آماده است و بابایی هم اونها رو رزرو کرد و قراره شنبه ٢١ آبان اولین سفر خارج استانی دلبندم آغاز میشه
من و بابایی از پنجشنبه خیلی خیلی به مادر یزرگ خواهش و التماس کردیم که با ما بیاد ولی ایشون قبول نکردند، حتی عمو محمد روهم واسطه کردیم ولی مادر بزرگ گفت پام درد می کنه و من نمیام و ما از بابایی خواستیم بلیط ها را کنسل کنه ولی مادر بزرگ گفت اینکار رو نکنید این یک سفر زیارتیه و با این ترتیب فردا تو عزیز دردونه مامان و بابا اولین سفر زیارتی خودت رو آغاز می کنی و میشی مشهدی آروین قربونت برم مشهدی گلم

پسرم داری میری سفر تیپ زدی هه هه هه هه هه هه هه هه هه

به امید شادی و سفری خوب و خوش


سفر به مشهد
